دختر یاس
افتخار میکنم زاده ی سرزمینی هستم که هخامنش سلسله ی ان کوروش کبیر پادشاه آن واسلام آیین آن "و دوباره افتخار میکنم ساکن سرزمینی هستم که مردمانش در آستانه بهار بر سر سفره ای مینشینند که هفت سین نام دارد نوروز باستانی مبارک



از اونجا که توی مدرسه ها استفاده از کامپیوتر ممنوع میباشد وبلاگ بنده در سال تحصیلی ممکن است آپ نشود
مگر اینکه مخ پدر گرامی زده شود
که آن هم احتمال کمی دارد پس اگر تا اول مهر آپ نشدم خداحافظ


سلام
خدا بیامرزه شهریار رو
و آفرین بهش با اون شعر گفتنشروحش شاد و یادش گرامی

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمهی بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانهی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
خدا بیامرز چه قلمی و چه اندبشه ای داشته




| قالب ساز طراح قالب |

